شنبه 27 دي 1399   13:02:32
اخبار
1396/8/8 دوشنبه22:43


به بهانه سالروز شروع عملیات والفجر چهار؛
بررسی عملکرد دولت در پشتیبانی از عملیات والفجر 4 در گفتگو با سردار رسول یاحی
سردار رسول یاحی به بهانه ی سالروز شروع عملیات غرور آفرین والفجر 4 در گفتگو با تحریریه پرتال اطلاع رسانی ستاد اجرایی دولت در تشکیل موزه انقلاب اسلامی ودفاع مقدس، به تشریح خدمات ارزنده ی دولت در پشتیبانی از رزمندگان اسلام و دلایل موفقیتهای کم نظیر در این عملیات پرداختند
پرتال اطلاع رسانی ستاد اجرایی دولت در تشکیل موزه انقلاب اسلامی ودفاع مقدس    : سردار رسول یاحی به بهانه ی سالروز شروع عملیات غرور آفرین والفجر 4  در گفتگو با تحریریه پرتال اطلاع رسانی ستاد اجرایی دولت در تشکیل موزه انقلاب اسلامی ودفاع مقدس به تشریح خدمات ارزنده ی دولت در پشتیبانی از رزمندگان اسلام و دلایل موفقیتهای کم نظیر در این عملیات پرداختند
ایشان با اشاره به کمبودها و مشکلات اساسی رزمندگان در مناطق مرزی و شمال غرب کشور به مقایسه ی شرایط خاص این مناطق عملیاتی با منطقه جنوب پرداخت و گفت : در مناطق جنوب با توجه به اینکه حدود 3 سال از جنگ گذشته بود تا حدودی یک سری پایگاه ها و زیرساخت های پشتیبانی درست شده بود،  خطوط جاده ای احداث وبسترهای لازم فراهم شده بود. بنابراین برای رزمندگان امکانات محدودی فراهم شده بود؛ اما بدلایل حافی بودن مناطق جنوبی کشور شرایط خاصی برای جنگ با دشمن به وجودآمد . مثلا دشمن با کمک مشاورین خارجی موانع وسیع و گسترده ای ایجاد کرد و امکان اینکه ما بتوانیم در آن مناطق جنوبی کشور عملیات موفقیت آمیزی را  انجام بدهیم وجود نداشت ؛ اگرچه یکی از نقاط حساس و استراتژیک کشور عراق مناطق جنوبی آن کشور بود ولی بالاجبار مجبور شدیم بیاییم و منطقه جدیدی را برای انجام عملیات انتخاب بکنیم.
ایشان با اشاره به مشکلات مناطق دیگر گفت : منطقه عملیاتی جدید هم مشکلات خیلی زیادی داشت؛ اولاً از نظر آب و هوایی کاملاً متفاوت بود؛ مثلا در مناطق جنوبی هوا یا همیشه بهاری بود یا تابستانی و گرم ، ولی در منطقه غرب و شمال غرب نه تنها باید با دشمن می جنگیدیم بلکه باید با طبیعت هم به نوعی می جنگیدیم چون آنجا هوا به شدت سرد بود،  یخبندان بود؛ و مشکلات خیلی عدیده ای  هم برای رزمنده گان و هم برای پشتیبانی کننده گان از جبهه  ایجاد می کرد .
جانشین  شورای راهبردی تعیین نقش دولت در دفاع مقدس در ادامه اضافه کرد؛ نکته بعدی خطوط مواصلاتی بودند که در جنوب و خوزستان به دلیل اینکه منطقه تقریباً دشت است ایجاد یک جاده مواصلاتی  یا پل و یا فراهم کردن محلی برای اسکان شاید بسادگی انجام پذیر است ولی در منطقه غرب و شمال غرب به دلیل کوهستانی بودن بسیار پرهزینه و وقت گیر بوده  و برای انجام آن  نیاز به تجهیزات زیاد و خیلی گسترده ای بود .
یاحی در ادامه افزود؛ نکته دیگر این که از نظر موقعیت مردمی و اجتماعی هم تفاوتهای اساسی وجود داشت؛ مثلا ما در منطقه جنوب تقریباً مشکل خاصی با مردم نداشتیم؛ یعنی دشمن ما در مقابل ما بود؛ و تا جائیکه به خطوط مقدم می رسیدیم کسی با ما مقابله نمی کرد و لازم نبود تدابیری برای امنیت خودمان ایجاد کنیم؛ ولی در منطقه غرب و شمال غرب این مشکل وجود داشت؛ مثلا ما وقتی  وارد منطقه کردستان می شدیم از همان ابتدا با مشکل امنیت راه ها روبرو بودیم؛ و مشکل رفت و آمد آنقدر زیاد بود ؛ که اگر جایی یک بنه می زدیم؛ می بایستی یک پدافند دور آن ایجاد می کردیم؛ که در حقیقت از ضدانقلاب و کسانی که عمدتاً آن زمان از طرف رژیم عراق تقویت و پشتیبانی می شدند؛ در امان باشیم و  همزمان هم  باید آماده شده، تا با یک دشمن خارجی بجنگیم؛ که تقریباً در یک مرز مشخصی بود.
ایشان با اشاره به وضعیت دولت در آن زمان گفت: مطلب دیگر که تقریباً می شود در این حوزه بحث کرد، وضعیت خود دولت است؛ یعنی دولت در محدوده جنوبی کشور تقریباً از یک اقتدار و امکاناتی گسترده تر برخوردار بود؛ در حالی که مناطق کردستان و غرب و شمال غرب عمدتاً  منطقه محروم تلقی می شد؛ و امکاناتی هم که آنجا بود، خیلی امکانات کمی بود، که دولت بتواند برای پشتیبانی از عملیاتها و رزمندگان اسلام  از امکانات محلی آنجا استفاده کند؛ لذا ما مجبور می شدیم، از سایر استان ها یا از تهران امکاناتی را به آن منطقه انتقال داده و استفاده نماییم.  پشتیبانی از دفاع مقدس در مناطق کوهستانی نسبت به مناطق دشت و مناطقی تقریباً هموار بسیار سخت تر و پیچیده تر بود؛ و از طرفی آب و هوا و ارتفاعات و راه های    صعب العبور هم از دیگر معضلاتی بود که قابل توجه بود؛ و تردد رزمندگان در این مناطق با توجه به اینکه می بایست تجهیزات زیادتری با خودشان حمل می کردند بسیار کار دشوار و سختی بود؛ چراکه در منطقه جنوبی افراد به راحتی می توانستند از غذاهای کنسرو شده و یا غذاهایی به نوعی ساده تر استفاده کنند، ولی آنجا بخاطر سرمای شدید لازم بود بچه ها از انرژی بیشتری برخوردار باشند؛ بنابراین اگر در سرما و یخبندان غذاهای گرم و پرانرژی  مصرف نکنند ممکن بود،  با یک مشکلات عدیده مواجه شویم؛ کما اینکه بعضا مشکلات اینگونه هم داشتیم؛ اگر به آمارهای بهداری ها و اورژانس ها مراجعه کنید ملاحظه می کنید یک تعداد از نیروها به دلیل یخ زدن شهید می شدند یا کل بدنشان یخ می زد یا یک قسمتی از بدنشان یخ می زد و ما را دچار مشکلات عدیده می کرد.  پشتیبانی کردن سیستم های حرارتی هم  برای محل استقرار رزمنده ها باز یکی از معضلاتی بود که واقعاً فراهم کردنش در آنجا کارو زحمت نسبتاً زیاد می طلبید، یا نوع پوششی که  باید برای رزمندگان در مناطق  شمال غربی فراهم می کردیم کاملا با مناطق جنوبی متفاوت بود؛ مثلاً در مناطق جنوبی موضوع لباس گرم و اورکت و ... موضوعیتی نداشت و لذا ما آمادگی برای تولید انبوه اینها را نداشتیم اما وقتی می آییم منطقه غرب و شمال غرب یکی از ضروری ترین اقلامی که باید برای رزمندگان عزیز فراهم می شد لباس گرم اعم از جوراب، شال، کلاه و اورکت گرم و حداقل احتیاجات یک رزمنده برای آن مناطق بود؛  تا بتواند زیست خود را تأمین کند.


سردار یاحی در ادامه با بررسی موقعیت جغرافیایی شمال غرب کشور اضافه کرد؛ ما وقتی از همدان حرکت می کنیم با ارتفاعات مواجه می شویم تا موقعی که برسیم به خطوط مرزی که چیزی شاید بیشتر از 300 کیلومتر باشد؛ درصورتی که عراقی ها یک چنین عمق و گستردگی ارتفاعات را ندارند و سرمای منطقه شمال غرب ایران  بخاطر وجود ارتفاعات زیاد در آنجا بسیار بیشتر از عراق است؛ و هوای آنجا به آن سردی که در ایران اتفاق می افتد نیست؛  مجموعه کلام اینکه دولت در ارتباط با پشتیبانی از رزمنده ها با یک شوک جدی مواجه شد؛ چون  رزمندگان مجبور بودند منطقه عملیات خودشان را عوض کنند؛ خٌب یک رزمنده می تواند سوار اتوبوس شود و از جنوب کشور بیاید غرب کشور اما اینکه فضایی برایش ایجاد شود که بتواند در آن فضا عملیات انجام دهد؛ و با دشمنی که تا دندان مسلح بود بجنگد این را باید دولت ایجاد می کرد؛ و این در حالی بود که دولت در آن زمان بخاطر مشکلات ارزی واقعا برای  تأمین و خرید اقلام مورد نیاز با مشکل اساسی مواجه بود؛ که وجود همه ی این مشکلات کمرشکن درکنار مشکل  محدودیت منابع و ضعف تولید داخلی  دولت را با یک مشکلات سنگینی مواجه کرده بود؛ چرا که ما امکان اینکه بتوانیم  یک بخشی از اینها را بخریم هم تقریباً نداشتیم  و مجبور بودیم به خودکفایی رو بیاوریم؛ که دولت برای این امر ایجاد کارگاههای متنوع تولیدی در شهرهای مرکزی مثل اصفهان، تهران، یزد و شیراز را پیش بینی کرد؛ که خوشبختانه در این بحث یعنی تولید خلاقانه و مبتکرانه برای رفع مایحتاج ضروری کشور خیلی موفق بودیم.
یاحی در پاسخ به این سئوال که  برنامه فوق از عملیات والفجر 4 بوده یا قبل ازآن شروع شده؛ گفت :  شکل گیری تفکر تولید مبتنی برخلاقیت و استعدادهای ملی تقریبا  از عملیات والفجر 2 شروع شد ولی در عملیات والفجر 4 به اوج خودش رسید؛ یعنی  بعد از اینکه در خرداد سال 61 خرمشهر آزاد شد مسئولین سیاسی تأکید داشتند برای اینکه بتوانیم در مجامع بین المللی برویم و موضوع جنگ را دنبال کنیم و یک شرایطی فراهم بکنیم که جنگ خاتمه پیدا کند؛ باید یک عملیات بزرگ و مهم علیه دشمن بعثی انجام بگیرد؛ لذا  برای اینکه بتوانیم این خواسته را تحقق بدهیم در جنوب بدلیل موانع سنگین امکان آن نبود که انجام بگیرد و این کار را با تعویض منطقه عملیاتی از جنوب به شمال غرب عملی کردند؛ چرا که عراقی ها در قسمت های شمالی و شمال غربی موانع زیادی ایجاد نکرده بودند . و حتی بیشتر عملیات هایی هم که خودشان انجام دادند در سمت جبهه های جنوبی و محدوده خوزستان متمرکز بود؛ لذا آنها هم آمادگی لازم را نداشتند و وقتی ما به آنجا رفتیم به نوعی غافلگیر شدند و زمینه ای فراهم شد که ما بتوانیم آنجا عملیات پیروزمندانه انجام بدهیم .
 ایشان با اعلام اینکه عملیات والفجر 4 یکی از عملیات های موفقی بود که آنجا انجام گرفت؛ و در منطقه ای به نام شلیر که در آنجا ضدانقلاب فعال بود که با حضور به موقع  نیروهای ارتش و سپاه در آن مقطع جلوی تردد آنها گرفته شد و محدوده شیلر را تقریباً صاف کردیم و یک بخشی از خاک عراق را هم به تصرف خودمان درآوردیم و در این عملیات در یک موقعیت برتری نسبت به عراق قرار گرفتیم.
سردار یاحی در پاسخ به  سئوال دیگری که چه میزان جاده سازی و ایجاد راه مواصلاتی در منطقه شمال غرب برای انجام موفق عملیات والفجر 4 احداث شد؛ گفت :  متاسفانه اطلاع دقیقی فعلا در دست نیست؛ و یکی از مسائل و ایراداتی که ستاد اجرایی دولت در تشکیل موزه انقلاب اسلامی ودفاع مقدس بخاطر آن تشکیل شده همین ثبت نشدن اقدامات دولت و کلا قوای سه گانه است. فلذا ما برای همین اینجا جمع شده ایم؛ که این آمارها را دربیاوریم؛  اما آنچه مسلم است براساس آمار موجود در عملیات والفجر 4، 300 کیلومتر از سرزمین خودمان را از دست دشمن آزاد کردیم و حدود 700 کیلومتر مربع هم از خاک عراق را به تصرف خودمان درآوردیم که پادگانهای پنجوین و گرمک در این محدوده بوده، که به تصرف نیروهای جمهوری اسلامی درآمد؛ و تعداد زیادی اسیر از عراقی ها گرفته و تلفات زیادی به آنها وارد گردید؛ که براساس آمارها خیلی زیاد است؛ و چون منطقه کوهستانی بود امکان آوردن تجهیزات و ادوات زرهی نبود بنابراین تعدادی تانک و نفربر منحدم شد.
  ایشان افزود؛ درسته که  عملیات در مهرماه آغاز شد و آنزمان  هوا زیاد سرد نشده بود؛ اما چون عملیات بیش از یک ماه بطول انجامید و بعد هم ما مسئولیت پدافند آن منطقه را بعهده داشتیم . با برف و بوران شدیدی مواجه شدیم که برای مقابله با این سرمای شدید نیاز به سوخت رسانی به جبهه و مناطق عملیاتی بود
امروز ما در شهرها زندگی می کنیم و هرگاه هوا سردباشد گاز را روشن می کنیم؛ درحالی که آنزمان اصلاً  گاز نبود؛ این بود که نفت را داخل چراغ هایی گرمایی و گردسوز می ریختند و بچه ها دور تا دور آن جمع می شدند در آن شرایط وقتی که دور تا دور سنگرتان برف است و اگر چراغ گرمایی هم داشته باشید؛ باز آن برف و بوران ها گرما را می گیرد.
سردار یاحی ادامه داد؛ در آنجا مشکل نظافت و استحمام  وجود داشت؛ و همه اینها مشکلاتی بود که رزمندگان داشتند و رفع آنها  به کسانی برمی گشت، که پشت جبهه ها پشتیبانی کننده از این بچه ها بودند؛ این در حالی بود که  باید  مهمات را از این برف سنگین بدون وجود ماشین و راه مواصلاتی درست و حسابی به بالای کوه منتقل کنیم؛ و بعضاً استفاده از قاطر هم امکان پذیر نبود؛ چرا که خیلی وقت ها نمی توانستند در آن شرایط بسیار دشوار مقاومت کنند؛ و مجبور بودیم در بعضی جاها یک محل هایی را مشخص کرده که افراد مهمات و موادغذایی را با طناب می بستند و به سمت بالای کوه می کشیدند؛ که نهایتاً با این شکل و روشهای مشابه اقلام مورد نیاز را به رزمنده ها می رساندیم.

ایشان در پاسخ به اینکه چرا دولت در این عملیات از امکانات دیگر مثل هلی کوپتر برای پشتیبانی و خدمت رسانی کمتر استفاده کرد گفت واقعیت این است که در چنین مواقعی و در چنین وضعیت جغرافیایی استفاده از هلی کوپترها می توانند خیلی مؤثر باشد؛ اما به دلیل آنکه آنجا کوهستان بود و بعضاً در فصول پاییز و زمستان که هوا معمولاً ابری است امکان اینکه بشود از هلی کوپتر حداکثر استفاده را بکنیم نیست صرف نظر از اینکه هلی کوپتر برای پروازش نیاز به امنیت دارد و آن امنیت هم در داخل خاک خود ما و خاک عراقی ها وجود نداشت ولی هوا هم مانع می شد که بتوانیم حرکت خوبی انجام بدهیم.
سردار یاحی در ادامه با اشاره به اینکه  در سال 62 شاید اولین باری بود که عراقی ها از بمب و سلاح شیمیایی استفاده کردند؛ اضافه کرد؛ ما هیچ گونه تجربه و تجهیزاتی هم برای مقابله نداشتیم؛ و فقط مجروحان را تخلیه می کردیم و علنا امکان اینکه بتوانیم ماسکی بدهیم بخصوص اینکه برای ما به نوعی غافلگیری بود، را نداشتیم .  بعد ازعملیات والفجر4 خصوصاً در عملیات خیبر و ... با عملیات  شیمیایی دشمن مقابله شد و رزمندگان از ماسک و لباسهایی که قبلا تهیه و تولید کرده بودیم استفاده کردند . ضمن اینکه بعد از والفجر 4 موفق شدیم تجهیزاتی را فراهم کنیم که با سلاح های شیمیایی مقابله کند.
  در والفجر4 به خاطر اینکه دشمن از سلاح شیمیایی استفاده کرد و ما چون تجهیزات و سلاحی برای دفاع نداشتیم؛ لطمات سنگینی هم خوردیم؛ من خودم شاهد بودم در مواقعی که بچه های رزمنده میرفتند پایین ارتفاعات و در دره ها استراحت می کردند این مواد شیمیایی چون سنگین بود و به سمت پایین جریان پیدا می کرد؛ بنابراین بچه هایی که پایین خوابیده بودند همگی مجروح شیمیایی می شدند و این یک معضل بزرگی هم برای  رزمندگان و هم و برای مسئولین ایجاد کرده بود که واقعاً و در حقیقت با یک پدیده ناشناخته مواجه بودند؛ که مثلاً این بچه ها شب خوابیدند سالم بودند، ولی حالا همگی یا تاول زدند یا از نظر تنفسی دچار مشکل شدند که بعد متوجه می شدند شیمیایی است؛ و علارغم اینکه در منطقه دیگر بمباران شیمیایی صورت گرفته؛ اما بدلیل اینکه اینجا ارتفاعش پایین بوده گاز شیمیایی آمده در ارتفاع پایین تر و بچه ها استنشاق کرده و دچار مشکل شدند.
جانشین رییس شورای راهبردی  تعیین نقش دولت در دفاع مقدس؛ در خصوص وضعیت ساختاری  دولت  و تشکیل معاونت دفاعی در وزارتخانه ها و نقش ضوابط اداری در پیشبرد خدمات رسانی به جبهه ها در زمان عملیات والفجر4 گفت: برابر گزارشاتی که ما داریم تقریباً دولت در سال های 62 هیچ گونه تغییری را در ساختار خودش ایجاد نکرده بود و  آن معاونت های دفاعی به همراه  یک سری قوانین و مقرراتی مصوب  مجلس شورای اسلامی یا هیأت دولت بعدا ایجاد شد . هیچ اتفاقی در این خصوص تا سال 62  انجام  نشده بود؛ و عمدتاً دولت به اصطلاح یک حرکت محدودی که تناسب با امکاناتی که داشت تقریباً برای رزمنده ها تأمین می کرد؛ که  در سال های بعد به دلیل فشار زیادی که دشمن وارد آورد و تدابیری که حضرت امام (ره) بعنوان فرمانده کل قوا اتخاذ کردند و دستوراتی که به دولت مردان دادند، در دولت یک ساختارهایی ایجاد شد. اما همانطور که عرض شد  در زمان عملیات والفجر4 که محدوده سال های 1362 هست؛ دولت تقریباً روال عادی خودش را دنبال می کرد؛  البته این را هم بگویم؛ رزمندگان با توجه به نیاز خود به دستگاهها مراجعه می کردند؛ و یک سری امکاناتی را که ممکن بود دریافت می کردند.
سردار یاحی با اشاره   به وضعیت امکانات اولیه در منطقه اضافه کرد؛ متاسفانه در آنزمان در محدوده کردستانات هیچ امکانات اولیه ای مثل جاده و خانه بهداشت و غیره وجود نداشت؛ و در آن جا فقط یک جاده آسفالت داشتیم؛ که از کرمانشاه شروع می شد تا کامیاران ادامه داشت و از کامیاران که ابتدای کردستان هست به  سنندج وصل می شد؛  و از سنندج  به طرف سقز می رفت. در سقز دیگه جاده آسفالت تمام می شد واین تقریبا کل جاده آسفالته در استان کردستان بود؛ و بقیه راهها که خیلی هم محدود بودند کاملا خاکی بودند مثلا  به مریوان 2 راه وجود داشت که یک راه از کامیاران و یک راه هم از سنندج  بود و  هر دو جاده هم خاکی بود. یا جاده ای که از سقز تا بانه بود هم خاکی بود علیرغم اینکه اینها شهرستان بودند؛ مثلا شهرستان مریوان راهش خاکی بود که اتفاقا بخشهایی از آن هم در ارتفاعات بود . ما در  والفجر4 راه های بین شهرستان ها هم یا وجود نداشت یا خیلی کم و خاکی بود و اینکه بین روستاها و مناطق عملیاتی جاده ای وجود داشته باشد که تقریبا  یک مساله ی رویایی و از محالات بود و دولت برای اداره ی جنگ و پشتیبانی از رزمندگان در این مناطق واقعا با مشکلات بسیار زیادی روبرو بود؛ چرا که وقتی برای جاده که امکان اولیه است با این مشکلات مواجه بودیم برای سایر امکانات مثل برق و مخابرات و خدمات بهداشتی و تامین مواد غذایی و ...که دیگه جای خود را دارد .
سردار یاحی در ادامه در خصوص زیرساختهای مخابراتی منطقه برای ایجاد ارتباط امن در عملیات والفجر 4 اضافه کرد؛ نبود زیرساخت های اولیه مخابراتی در آنجا هم از مشکلات پشتیبانی دولت بود که در آن شرایط مجبور بودیم بیشتر ارتباطات را به روش ارتباط بی سیم تأمین بکنیم. و این کار را با نصب رله هایی  در ارتفاعات مختلف یا نصب  یک سری سیستم هایی با عنوان ماکس که یک خط یا دو خط تلفن را منتقل می کردند؛ انجام می دادیم.  آن زمان  اینها را باید دولت خریداری می کرد که خیلی هم به سختی می توانست خریداری کند چون هم پولش را تقریباً نداشت و از طرفی هم کسی به ما نمی فروخت یعنی حالا یک وقتی حتی اگر پول هم بود، اما امکان خرید نبود و یکی از معضلات پشتیبانی جنگ همین بحث مخابرات بود،
 بحث دیگر سیستم های بهداشتی بود که وضعیت بسیار وخیمی داشت؛ مثلاً در خوزستان و برخی استانهای مرکز کشور یک تعدادی  بیمارستان یا مراکز بهداشتی وجود داشت در حالی که در آن مناطق محروم تقریباً همین ها هم وجود نداشت و این مشکلات زیادی برای رزمنده ها و به تبع آن برای دولت ایجاد می کرد؛ مثلاً همین مصدومان شیمیایی آنزمان منتقل می شدند به شهرهای دیگرمثل  تهران، اصفهان، کرمانشاه، به عنوان مثال من خودم  یکی دو بار که مجروح شدم به کرماشاه منتقل شدم و یک بار هم به تهران اعزام شدم؛ البته در سنندج که مرکز استان بود یک بیمارستان داشت به نام بیمارستان توحید، که در آن چند پزشک هندی و فلیپینی بودند؛ و پزشک متخصصی در آنجا نبود؛ و کاملا مشخص است در آن زمان  از نظر کادر پزشکی هم مشکل داشتیم؛ بنابراین نه تنها بیمارستان و تجهیزات نداشتیم؛ بلکه کادر پزشکی متخصص هم نبود .
سردار یاحی در آخر به موفقیتها بی نظیر دولت در ایجاد راهکارهای مناسب باتوجه محدویتهایی گسترده، برای اداره و پشتیبانی از رزمندگان در عملیات فوق الذکر پرداخت و این محدودیتها را اصلی ترین عامل بکارگیری خلاقیت و نوآوری در ایجاد زیر ساختهای اولیه  و وسایل رفاهی وبهداشتی برای رزمندگان و همچنین معیشت جامعه در دوران دفاع مقدس دانست تا جایی که این مساله به یک تولید صنعتی و ملی موفق در کنار دیگر موفقیتهای انقلاب اسلامی انجامید.


 

عكس هاي مرتبط :
آرشیو عکس
مناسبت
1397 ، سال «حمایت از کالای ایرانی»
1397 ، سال «حمایت از کالای ایرانی»
وب سايت ها